جمال الدين محمد الخوانساري

318

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

از براي غير تو ، « أسوة » بمعنى تساوى وبرابرى است وبمعنى قدوه يعنى كسى كه باو اقتدا كنند در كارى ، ومراد اين است كه چيزى كه مردم را در آن تساوى باشد يعنى همه در آن برابر ومساوى باشند واختصاصى ببعضى نداشته باشد يا هر يك قدوهء ديگرى توانند شد در آن ، وچنانكه اين تصرّف تواند كرد در آن ، آن نيز تصرّف تواند كرد مثل آبهاى مباح وهيمه وعلف صحرا ، بپرهيز از اين كه چنين چيزى را بتنهائى تصرّف كنى ومخصوص خودگردانى ومانع ديگران شوى از تصرّف در آن ، و « تغافل كردن از آنچه واضح شده از براي بينندگان » بمنزلهء تأكيد سابق است يعنى بپرهيز از اين كه چيزى چند كه آشكار شده از براي هر كه ببيند واختصاصى ببعضى نداشته باشد تغافل كنى از آن از براي ديگران وآن را مخصوص خود گردانى ، وممكن است كه مراد باين خصوص هديّهء باشد كه از براي كسى بياورند در حضور جمعى وواضح شود اين بر ايشان ، ومراد نهى از تغافل كردن از آن باشد يعنى از اين كه تغافل كند وحصّهء از آن بايشان ندهد بلكه بايد كه بايشان نيز حصّهء از آن بدهد چنانكه در أحاديث ديگر نيز امر بآن شده « پس بدرستى كه آن گرفته شده است از تو از براي غير تو » يعنى هرگاه چنين چيزى را مخصوص خودگردانى عاقبت آن گرفته شود از تو از براي غير تو يعنى خصوص آن چيز گرفته شود ، يا دولتي كه بآن اعتبار مىتواند كه چنين چيزى را مخصوص خود كند يا از آن راه هدايا از براي أو آورند آن دولت گرفته شود از أو از براي غير أو ، ودر بعضي نسخه‌ها « بالاستتار » بدل « بالاستيثار » واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه : بپرهيز از پنهان كردن آنچه مردم را در آن اسوهء باشد ، وبنا بر اين « تغابى » نيز ممكن است كه بمعنى پنهان كردن باشد ومراد اين باشد كه : بپرهيز از پنهان كردن چيزى كه مردم را در آن قدوهء باشد يعنى هرگاه آشكارا كنى مردم در آن بتو اقتدا كنند ، چنانكه علما گفته‌اند كه : مستحبّ است آشكارا دادن زكاة ونحو آن از براي اين كه ديگران